تبليغاتX
html> تنها
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک....

 

 جادو می کنم عاشقیم را این بار با

  اکسیر بهار نارنج سادگی چشمانت

 

 

+ تاريخ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 15:45 نويسنده بهار

 

تو آنقدر حقیری که ارزش نفرین هم نداری

 

+ تاريخ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 15:34 نويسنده بهار |

 

غصه من از قصه هایی است که

درد را به گریه وا می دارد

 

+ تاريخ یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 22:18 نويسنده بهار

 

دلم برای رقیبکم می سوزد نمی داند

او گرگی است با تن پوش عشق که

می درد دل آرزوهایش را با

      دندان نامردی 

 

+ تاريخ یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 21:52 نويسنده بهار |

 

طعم تلخ قهوه مزه سرگذشت من است

 

+ تاريخ شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 16:39 نويسنده بهار |

 

دخترک باز از آن کوچه گذشت

           این بار بی او

دیگر نه عشقی بود که دیوانه اش کند

نه شوقی داشت برای دیدار

پیرزنی شده بود که آرزو می کرد

کاش گامهایش هرگز به آن کوچه نمی رسید

 

 

+ تاريخ شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 16:17 نويسنده بهار |

 

دوستان عزیزم سلام دلم براتون خیلی تنگ شده بود

یه مدت به خاطر سفرهای کاری و مشغله های زیاد

نبودم اما همیشه آرزو داشتم دوباره میهمان

 نوشته های زیبا و دلنشین تون باشم

ریحانه عزیزم و دل بارونی گلم نمی دونید چقدر ذوق

زده شدم که تولدمو به یاد داشتین ممنونم 

+ تاريخ دوشنبه هفدهم بهمن 1390ساعت 20:5 نويسنده بهار

 

 امسال شمع تولدم درخشان می رقصد در

 جشن میلادی که هیچ آرزویی سهم تو نیست  

 

 

+ تاريخ دوشنبه هفدهم بهمن 1390ساعت 20:1 نويسنده بهار |

 

   مرد من هنرمندی است که

از پشت خنجر به عاشقیم می زند

+ تاريخ شنبه سوم دی 1390ساعت 16:29 نويسنده بهار |

 

احساس خفگی نفسم را چنگ می زند

بس که خاطراتت را استشمام کرده ام

 

+ تاريخ جمعه دوم دی 1390ساعت 16:23 نويسنده بهار |

Ðe$igNER